ایران علیه شرارت

این کتاب که در مرز میان سفرنامه و تحلیل سیاسی جای میگیرد، حاصل سفر وانگ ون، رئیس اجرایی مؤسسه مطالعات مالی چونگیانگ از دانشگاه رنمین چین، به ایران در سال ۲۰۱۲ است. وانگ ون که از خبرنگاران ارشد و سردبیر سابق روزنامه گلوبال تایمز است، در این اثر کوتاه اما پرمغز، روایتی دست اول از تهران و اصفهان ارائه میدهد و پرسشی بنیادین مطرح میکند: آیا ایران واقعاً «محور شرارت» است، یا کشوری است با تمدنی کهن، مردمی با عزت و فرهنگی غنی که قربانی سیاهنمایی رسانههای غربی شده است؟
کتاب در دوازده فصل کوتاه اما جذاب تنظیم شده است. نویسنده از نخستین لحظات ورود به هواپیمای ایرانایر آغاز میکند، جایی که همسفر چینیاش با تعجب میگوید «هواپیما چندان کوچک نیست!» — همین جملۀ ساده، نشانهای از کلیشههای ناخودآگاهی است که حتی نخبگان چین نیز نسبت به ایران دارند. وانگ ون سپس خواننده را در خیابانهای تهران میگرداند: دخترانی که با اشتیاق از خارجیها عکس میگیرند، رانندهای که از «دوستدخترهای متعددش» با شوخی حرف میزند. او تضادهای ایران را بیپرده روایت میکند: حجاب اجباری در کنار لباسهای رنگارنگ زیر چادر، نبود کلوپهای شبانه اما حضور عشق در هر کوچه و خیابان. مهمتر از همه، او مینویسد که رئیس¬جمهور ایران بدون دیوار شیشهای و بدون تدابیر امنیتیِ سنگین در برابر میلیونها نفر سخنرانی میکند — رفتاری که با استانداردهای امنیتی رهبران غربی غیرقابل تصور است.
نویسنده کتاب را با ارائۀ سه دیدگاه متفاوت به پایان میبرد: دیدگاه ایرانی که خود را کشوری آزاد، مستقل و با عزت میداند؛ دیدگاه جهانی که ایران را نماد تمدن محوریِ مقاوم در برابر سلطۀ غرب میشمارد؛ و دیدگاه چین که ایران را شریکی راهبردی در تأمین انرژی و توازنبخشی به قدرتهای جهانی میبیند. وانگ ون ایران را «آینهای محدب و مقعر» برای چین میخواند: گاهی شکوه پیشرفت چین را بزرگنمایی میکند و گاهی رنجها و عقبنشینیهای آن را عریان میسازد. «ایران محور شرارت نیست!» کتابی است ضروری برای هر کس که میخواهد از ورای کلیشههای رسانهای، ایران واقعی را ببیند و بیندیشد که چگونه قدرت روایت، نگاه ما به ملتها را شکل میدهد.
ماتریالیسم تاریخی و چین معاصر

چن شیاندا، استاد برجستۀ فلسفه و پروفسور افتخاری دانشگاه رنمین چین، از تأثیرگذارترین چهرههای فلسفی این کشور در دهههای اخیر است. او که نشان مادامالعمر علوم انسانی و اجتماعی «وو ژانگ» را دریافت کرده و ریاست انجمن ماتریالیسم تاریخی چین را بر عهده داشته، اکنون در کتاب ماتریالیسم – که بخشی از مجموعۀ «نظریۀ مارکسیستی و چین معاصر» است – استدلالی تازه و قانعکننده در باب سرزندگی ماتریالیسم تاریخی مطرح میکند. او ضمن رد دو جریان افراطی احیای محض کنفوسیوسیسم و طرد کامل میراث گذشتگان، نشان میدهد که موفقیت مارکسیسم در چین تنها به واسطۀ توانایی آن در جذب برترین عناصر فرهنگی این سرزمین کهن ممکن شده؛ و در مقابل، همین تعامل به سنتهای چینی حیاتی دوباره بخشیده است.
کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده: بخش اول به مبانی، چیستی و کارکردهای ماتریالیسم تاریخی میپردازد و رابطۀ آن با ماتریالیسم دیالکتیکی را شفاف میکند. بخش دوم با عنوان «راه چین»، دیالکتیک یک سدۀ تحول، درسهای آموخته از عمل سوسیالیستی و معنای عملی «راه چین» و «راهحل چینی» را واکاوی میکند. بخش سوم به فرهنگ و باور اختصاص دارد: پیوند مارکسیسم با فرهنگ سنتی چین، چرخۀ تاریخی فراز و فرود دودمانها و مهمتر از همه، مسئلۀ کلیدی «اعتماد فرهنگی» در جامعۀ امروز. این ساختار منطقی، کتاب را به راهنمایی جامع برای درک بنمایههای فلسفی حکمرانی و تحولات فکری چین معاصر بدل کرده است.
ماتریالیسم اثری است سختکوشانه اما روان، که هم برای پژوهشگران و دانشجویان فلسفه، سیاست و شرقشناسی منبعی غنی محسوب میشود و هم برای سیاستگذاران و ناظران مسائل جهانی که میکوشند جهانبینی پشت پردۀ قدرت نوظهور چین را بفهمند. این کتاب پاسخی هوشمندانه و بهموقع به یکی از مهمترین پرسشهای عصر ماست: چگونه یک تمدن کهن میتواند ایدئولوژیهای مدرن را جذب و دگرگون کند تا راهی منحصر به فرد برای توسعۀ خویش بسازد؟
حکمرانی جهانی چین

«جهان آنقدر بزرگ است و مشکلات آنقدر بسیار؛ جامعۀ بینالملل انتظار دارد صدای چین را بشنود و طرحهای چین را ببیند. چین نمیتواند غایب باشد.» این جملۀ پرقدرت، کتابی پیشگامانه را میگشاید که نقش رو به رشد چین در حکمرانی جهانی را به¬طور نظاممند بررسی میکند. این کتاب به سرپرستی پروفسور جین نوآ، دبیر حزب دانشگاه رنمین چین، گردآوری شده و بیش از ده تن از متخصصان برجسته در حوزههای روابط بینالملل، اقتصاد، حقوق و علوم سیاسی — از جمله نامدارانی چون پانگ ژونگیینگ، جین کانرونگ، یانگ گوانگبین، چن یوئه و وانگ ییوی — در نگارش آن همکاری داشتهاند. این گروه تحلیلی جامع و معتبر از این پرسش بنیادین ارائه میدهند که چرا مشارکت چین در حکمرانی جهانی نه فقط ضروری، که ناگزیر است.
کتاب از دو بخش مکمل تشکیل شده است. نیمۀ نخست به زیربنای نظری میپردازد: نقطههای آغاز منطقی حکمرانی جهانی را کاوش میکند، به تحلیل انتظارات جهان از چین می¬پردازد، بنیانهای داخلی که چین را قادر به اقدام میسازد بررسی میکند و نقش در حال تکامل چین در صحنۀ جهانی را روشن میسازد. نیمۀ دوم از نظریه به عمل گرایش مییابد و بر کاوشهای عینی چین در حکمرانی جهانی تمرکز دارد: احساسات، مبانی فلسفی، گزارههای اصلی، ابتکارات کلیدی، طرحهای مشخص و تلاشهای عملی چین برای رویارویی با چالشهای فراملی — از تغییرات اقلیمی و نابرابری اقتصادی گرفته تا حفظ صلح و مقابله با همهگیری — را موشکافی میکند. نویسندگان ارزیابی جامعی از تحولات کنونی و چشماندازهای آینده به دست میدهند و به روشنی و با قاطعیت به پرسش اساسی پاسخ میگویند: «چرا چین نمیتواند در حکمرانی جهانی غایب باشد؟»
کتاب حکمرانی جهانی چین که با دقتی آکادمیک اما برای مخاطب عام نوشته شده، هم چارچوبی نظری ارائه میدهد و هم نقشۀراهی عملی برای درک نقش مسئولانۀ چین در شکلدهی به نظم بینالمللی عادلانهتر و مؤثرتر. مطالعۀ این کتاب برای سیاستگذاران، پژوهشگران، دانشجویان علوم سیاسی و روابط بینالملل و هر کس که به آیندۀ همکاری جهانی و ظهور چین به¬عنوان بازیگری کلیدی در جهان علاقه دارد، ضروری است.